السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
254
تفسير الميزان ( فارسي )
باشد ، و ليكن حد اقل بايد گنجى از آسمان برايش بيفتد كه ديگر در حوائج مادىاش احتياج به تلاش در بازارها نداشته باشد ، اينكه از نزول ملك و معاونتش در تبليغ رسالت آسانتر است . و همچنين جمله * ( « أَوْ تَكُونُ لَه جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها » ) * باز تنزل از پيشنهاد قبلى است ، و معنايش اين است كه بر فرض هم لازم نباشد كه گنج از آسمان برايش بيفتد ، لا اقل بايد باغى داشته باشد كه از ( حاصل ) آن بخورد ، و محتاج كسب معاش نشود ، اين كه از نزول گنج آسانتر است . * ( « وَقالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً » ) * مراد از « ظالمين » به طورى كه گفتهاند « 1 » - همين پيشنهاد كنندگان سابق الذكر است ، و اگر با اينكه ممكن بود و بلكه جا داشت بفرمايد ( و قالوا ) به جاى ضمير نامبردگان ، اسم ظاهر آورد ، بدين منظور بود كه به صفت آنان « ظلم » اشاره نموده بفهماند كه در اين اقتراحها كه كردند ظلم و جرأت بر خدا و رسول را به نهايت رساندند . و اينكه گفتند : « متابعت نمىكنيد مگر مردى مسحور را » ، روى سخنشان به مؤمنين است ، و منظورشان سرزنش و دلسرد كردن آنان از راه حق است ، و مقصودشان از مردى مسحور رسول خدا ( ص ) است ، مىخواستند بگويند بعضى از ساحران او را جادو كردهاند ، در نتيجه به خيالش رسيده كه رسولى است ، و فرشته وحى بر او نازل مىشود ، و كتاب بر او نازل مىكند . * ( « انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا » ) * كلمه « امثال » به معناى اشباه است ، و چه بسا بعضى « 2 » گفتهاند كه « مثل » در اينجا به معناى وصف است ، هم چنان كه در آيه « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ » « 3 » چنين است . آن وقت معناى آيه چنين مىشود : نگاه كن ببين چگونه تو را وصف مىكنند ، در مورد تو گمراه شدند ، به گمراهيى كه ديگر اميدى به هدايت يافتنشان به سوى حق نمانده ، مثل اينكه مىگويند : او طعام مىخورد ، و در كوچه و بازار راه مىرود ، و به همين جهت صلاحيت رسالت ندارد ، چون رسول بايد فردى غيبى باشد و ارتباطى با عالم ماده نداشته باشد و لا اقل به
--> ( 1 ) روح البيان ، ج 6 ، ص 192 . ( 2 ) كشاف ، ج 3 ، ص 266 . ( 3 ) صفت جنتى كه متقين وعده داده شدهاند اين است كه در آن نهرهايى است از آبى غير تلخ و متغير . سوره محمد آيه 15 .